سفیر مهربانی
درباره وبلاگ


در شهر نمانده اهل دردی جز تو
در جاده عشق، رهنوردی جز تو
در شهر- اگر چه لاف مردی بزند
ای طوعه نمانده است سفیر مهربانی جز تو

مدیر وبلاگ : حسن جمالی
نویسندگان
یکشنبه 24 دی 1391



بلاخره منتشر شد
http://safiremehrabani.vcp.ir


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 دی 1391
دوستان شرمنده که چند روزی بود پست جدیدی نذاشتم.
داشتم روی یه وبلاگ دیگری کار میکردم که به امید خدا تا 4 روز آینده به آدرس دیگری انتقال خواهد یافت....
 به امید خدا با مطالب جدیدتر و وبلاگ پر بارتر به سراغتان می آیم......
و من الله توفیق


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 آذر 1391

داشتیم توی اینترنت یه گشتی می زدیم که یه هو برخوردیم به......

به گزارش جهان به نقل از شیعه آنلاین، چندی پیش در خبری تحت عنوان "تصاویری از اسلام مورد پسند آمریکا و اسرائیل"، عکس هایی از مقامات دولت

ترکیه منتشر کردیم تا وجهه واقعی آنان را برملا کرده و نیز اسلامی که ترک ها برای آن تبلیغ می کنند را نشان داده باشیم.

اکنون نیز قصد داریم با انتشار عکس جدیدی از ترکیه، نمایی دیگر از اسلام مورد پسند آمریکا و اسرائیل که دولت «رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه

پرچمدار آن در منطقه است را نشان دهیم.

در این عکس مراسم افتتاح یک دیسکو دیده می شود که زنان و مردان به اصطلاح مسلمان مورد پسند آمریکا و اسرائیل ایستاده اند و برای موفقیت این

دیسکو دعا می کنند و قرآن می خوانند.

(و این است اسلام آمریکایی....)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 آذر 1391


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این پست رو برای بهترین دوستم علی. پ (مجنون) گذاشتم...

دردهای من

جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش به تو بفهمانم؟

مجنون درد های سفیر را فهمیدی...


نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


غم به جراحت می ماند .یکباره می آید اما رفتنش ،التیام یافتنش و خوب شدنش با خداست .

 در این میانه نمک روی زخم و استخوان لای زخم و زخم بر زخم،حکایتی دیگر است . حکایتی که نه می شود گفت و نه می توان نهفت .

حکایت آتشی که می سوزاند ، خاکستر می کند اما دود ندارد،یا نیاید داشته باشد.

همه را بخاطرت تحمل می کنم(داداشم)....



نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آذر 1391

می فروشم گوشوارم را اگر پیدا شود،
در
عوض انگشتری زیبا برایت میخرم....!





نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 آبان 1391
در این مکتب بزرگ شده ام...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 آبان 1391

یا حسین (ع) گفتن کجا؟
با حسین (ع) ماندن کجا؟



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 آبان 1391




محبتی که تو به من کردی
پدر و مادرم به من نکرد
حسین جان...



نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391


مادر خانه هر کاری کند بچه های آن یاد می گیرند

مثلاٌ

اگر شهید شود......

( 5) روز تا محرم


نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آبان 1391


برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب مراجعه کنید....


نوع مطلب : گالری عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آبان 1391
میترسم از این کلمات
خـیمه...
آتـش....
گریـه.....
سیلی.....
دیگر طاقت ندارم

ده روز تا محرم


نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آبان 1391

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، درست مثل بیدار شدن از خواب در صبح روز های پاییزی که یکی از سخت ترین کار های دنیاست!

مرد که باشی همه دنیا از تو انتظار دارند، انتظارات بجا و نابجا! اما تو مردی باید خورد شوی و شکسته شوی و تکه تکه شوی اما دم نزنی!
مرد که باشی دنیا و زمین و زمان برایت کوتاه میشوند، نیست میشوند، دیده نمیشوند!
مرد که باشی روزها را سپری میکنی و وقتی به خودت می آیی که موهایت سفید شده و به گذشته فکر میکنی!
مرد که باشی شبها برای فردایت برنامه ریزی میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی!
مرد که باشی باید مسئول باشی، بزرگ باشی، بچه نشوی، باید پدر باشی، بچه بازی نکنی، باید تکیه گاه باشی
باید شانه برای همدمت باشی، باید با طوفان درونت کوه آرامش اطرافیانت باشی
مرد که باشی باید بخوری و دم نزنی، باید بریزی توی خودت، مچاله شوی، خرد شوی، تکه تکه شوی اما دم نزنی!


یاد گرفتی سفیر......



نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آبان 1391





باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد
گاهی بهشت در دل آتش فراهم است…


نوع مطلب : حرف قلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات